فوریه 22, 2010
تقلب در آزمون دستیاری و ابطال آن توسط خانم وزیر
شجاع، صفتی است که این روزها، دکتر مرضیه وحید دستجردی (همسر حسین شریعتمداری)، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، را بدان توصیف می نمایند. یقین شجاعت یکی از اساسی ترین ویژگی های است که یک مدیر بایستی بدان برازنده باشد، اما کنترل دقیق و نظارت مستمر بر دستگاه تحت مدیریت نیز از مهم ترین وظایف هر مدیری است.
سی و هفتمین آموزن دستیاری پزشکی، پنج شنبه بیست و نهم بهمن ماه، در سراسر کشور برگزار گردید؛ شانزده هزار پزشک عمومی شرکت کننده در این آزمون مهم و معتبر منتظر رویت کلید سوالات بودند که در شامگاه جمعه، وزیر محترم بهداشت، حکم ابطال آن را بدلیل وارد دانستن برخی از اعتراضات شرکت کنندگان به نحوه برگزاری، و اثبات وجود تقلب در آزمون، امضاء فرمودند. و در اقدامی بی سابقه، تمامی کادر سنجش آموزش پزشکی را از کار برکنار نموده و در ادامه و در ابتدا، روز بیست و هفتم فروردین ماه سال آینده را بعنوان روز برگزاری مجدد آزمون، اعلام کردند.
آزمون دستیاری، پس از کنکور سراسری دانشگاه های دولتی، یکی از مهم ترین امتحانات جامعی است که هر ساله در کشور برگزار می گردد، و شرکت کنندگان پس از احراز امتیازات لازم، در رشته های تخصصی پزشکی، بعنوان رزیدنت، به تحصیل مشغول می گردند. اهمیت این آزمون و نیز پیچیده و غامض بودن سوالات آن، موجب می گردد تا اکثریت واجدین شرایط شرکت در آن، با اخذ مرخصی از محل کار یا ماموریت خویش، آمادگی لازم جهت حضور در این مرحله حساس و تعیین کننده در سرنوشت تحصیلی، شغلی و بطور اخص زندگی خود را، کسب نمایند. نفرات اول آزمون های علوم پایه و پره اینترنی، المپیادها، استعدادهای درخشان و نیز دانشجویان اول تا سوم دوره های پزشکی عمومی، که به همگی آنها straight، گفته می شود؛ می توانند بدون گذراندن دوره طرح تامین نیروی انسانی کادر پزشکی برای اولین بار و بطور مستقیم، در این آزمون شرکت نمایند. به همین دلیل بسیاری از آنان جهت کسب موفقیت و تضمین قبولی، ناچار می گردند آخرین ماه های دوره اینترنی را مرخصی گرفته تا با خیال آسوده و برنامه ریزی اصولی، این مرحله سخت را پشت سر بگذارند. حال با لغو آزمون به هر دلیلی و برگزاری آن در سال آینده و توصیه معاونین وزارتخانه به مراکز درمانی جهت مدارا با این گروه و تمدید دوره مرخصی شان، این سوال پیش خواهد آمد که این نخبگان پزشکی با فرض همکاری مدیران بیمارستان های دانشگاهی، پس از یک ماه مرخصی مجدد در فروردین ماه و گذراندن شش ماه باقیمانده تحصیل شان، چنانچه پس از قبولی احتمالی وارد دوره تخصص گردند، چگونه خواهند توانست بطور همزمان هم اینترن باشند هم رزیدنت!!! (لحظاتی پیش وزارت بهداشت، سیزدهم اسفند ماه را بعنوان روز برگزاری آزمون دستیاری، اعلام نمودند. خدا را شکر!)
همه این گفته ها مهم نیست که آنچه اهمیت دارد، عدم نظارت دقیق بر صحت و سلامت برگزاری آزمون از مرحله طرح سوال تا قرنطینه و آزمون است. وقتی مدیری می تواند با شجاعت، ظرف بیست و چهار ساعت، مقصرین و متقلبین را شناسایی و برکنار کند، چگونه هنگامی که تنها لحظاتی پیش از شروع آزمون از چنین رخدادی، مطلع گشته، تصمیمی خردمندانه تر را اتخاذ ننموده و تنها بدلیل جلوگیری از بروز تنش و تحصن در بین شرکت کنندگان، دستور به ادامه کار داده است؟ چرا نبایستی تدابیر امنیتی و کنترلی لازم قبل از وقوع چنین اتفاقی، اندیشیده شود تا سرنوشت فارغ التحصیلان این رشته دست مایه بازی های کثیف مافیایی نگردد؟ و انبوه این افراد غم زده و مستاصل، هنوز رویای موفقیت شان تحقق نیافته، در کابوس وحشتناکی غرق گردند که تمرکز زندگی شان را برهم زند. آیا مسئولان گمان می نمایند این حجم تمام نشدنی از مطالب را می توان براحتی، به کسی توصیه نمود، در خود زنده و آماده نگاه دارد برای آوردگاهی دیگر؟!؟
مدیریت یعنی مسئولیت پذیری، و این مسئول با هر امضاء برخواسته از اختیاراتش می بایست پاسخگوی انسان هایی باشد که امروز گمان می کنند، یکبار دیگر در یکسال اخیر توسط دولت پس از دهم مورد تحقیر قرار گرفته اند. کاش بجای این همه فضاسازی های پایان ناپذیر ِامنیتی جهت کنترل مصادیق کودکانه براندازی نرم چون فیلترینگ سایت ها و وبلاگ ها خبری، اطلاع رسانی؛ نظارت بر خصوصی ترین جوانب زندگی شهروندان از طریق ایجاد طرح مزورانه ایمیل ملی، اعطاء امتیاز اینترنت پرسرعت توسط شرکت مخابرات به متقاضیان، صرفا جهت مراجعه به سایت های پرمحتوای سپاه حکومتی؛ عدم اجازه ارسال به اس ام اس های دارای بار منفی کلمات پرخطر؛ ارسال پارازیت های مخرب بر روی فرکانس های ماهواره ای و در نتیجه افزایش نرخ سرطان در کودکان…؛ به وظایف قانونی خود بدرستی عمل می نمودند تا در ابتدای این راه سوال برانگیز بر نحوه به صدرات وزارتخانه رسیدن، انگ چنین خفتی را در کارنامه کاری شان با ننگ درج نمی نمودند.
هر کسی می داند که صرفا داشتن پاسخ 24 یا 25 سوال از بین مجموع 200 سوال معمول این آزمون، آن هم با پرداخت مبلغ دوازده میلیون تومان، به هیچ عنوان ضامن قبولی کسی نخواهد بود که به نظر حجم تقلب به مراتب وسیع تر از اظهارنظرهای عضو کمیسیون بهداشت مجلس، آقای قاضی زاده، می باشد!
پی نوشت :
ـ شخصا برای این اقدام خانم وزیر، علیرغم تمامی مخالفت ها و انتقادهایم، احترام قائل هستم و معتقدم این کار از دست هیچ مردی در این سرزمین بر نمی آمد که ویژگی های منحصر بفرد این بانوی مقتدر و صلح ناپذیر منجر به انجامش شد. (همانگونه که همه می دانند، تقلب در آزمون دستیاری، پروژه ای است نامبارک و مسبوق به سابقه).
ـ این اتفاق مهم، فرصتی مجدد بود برای نقد دولت کودتایی و جای اشارت داشت و انتقاد و بررسی بسیار که چون همیشه از دید سبزهای پرهیجان، دور ماند و به خبری معمولی بدل گشت.
ـ یکشنبه دوم اسفند ماه، دکتر حسین محمد پورزرندی، معاون مالی و اداری شهرداری تهران در سخنانی اعلام نمود، اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها، حدود هشتصد میلیارد تومان بار مالی به لحاظ هزینه آب، برق، سوخت و پروژه های عمرانی، به شهرداری تهران تحمیل خواهد کرد! حال اگر شهرداری تهران بخواهد این هزینه ها را به گونه ای بدون تغییر در ماهیت درآمدهایش، در بودجه سال آینده خویش که نهایی نیز گردیده، لحاظ نماید؛ گمان می کنید سهم هر یک از شهروندان تهرانی از طرح خیانت بار حذف یارانه ها، به چه میزان خواهد بود؟
پست های مشابه این مطلب :
حذف یارانه یعنی حذف طبقه متوسط